۱۳۹۲ آذر ۳, یکشنبه

قمبل قهرمانانه!

آقا! جام زهر رو ننوشیدن... بلکه جام را با زهرش به ایشان اماله کردند!
https://blogger.googleusercontent.com/img/b/R29vZ2xl/AVvXsEjJa_dDvtmnRC4ZRCGv5DAwm4xPguD4ZlzCoIr2BdR7ZkY-i7OG6wgTgHDui2InfcPmMkNGWuKf9dr4jSTMajQv9r9g0naekoiFi1uQlofm_1U9g54_09MDtNCwInEMAOhuAh47ub5ghQ4/s576/narmesh.jpeg 

اما فلاش بکی به گذشته ای نچندان دور بزنیم برای یاداوری ذهن خواب آلوده ایرانی

  
محمد رضا شاه: ما بر روی کاغذ یک توافقنامه ی موثر داریم. مصاحبه گر: چه چیزی را ندارید؟ خوب، با توجه به توافقنامه جدید، من مطمئن نیستم. اما در مورد دو نیروگاه اتمی سفارش داده شده از فرانسه، آنها آماده نیستند. چرا برای شما آلمانها و انگلیسیها طبیعی است که اسلحه اتمی و هیدروژنی داشته باشید در حالیکه برای ایران این چنین چیزی میسر نیست؟ هرچند ما عضو ناتو نیستیم که به طور اتوماتیک توسط کشورهای عضو ناتو محافظت بشویم. چرا در مورد ایران اصل ساده ی دفاع از خود، [و] دفاع از منافعش یک مسأله هست در حالیکه برای دیگران کاملا نرمال است؟ "
 دفاع از منافع ملی رو ببینید تو رو نقی تف به خمینی وبانیان انقلاب 57 تف که ادعاشون گوش فلک رو کر کرده مردم روز زیر فشار خورد کردن با این سیاست هسته ایشون آخر هم قمبل قهرمانانه کردن سال 1980 (1358)نیروگاه اتمی ایران تکمیل میشد برزیل و ژاپن دیر تر از ما شروع کرد الان شده قدرت هسته ای!  سد علی که در این سی سال در بدر برای بقای حکومتش دنبال اتمه در روزنامه جمهوری اسلامی1358 + به صاحب امتیازی خودش و مدیر مسولی میر حسین موسوی اومدن میگن نیروگاه هسته ای خیانت آشکار به خلق ما! اگه خیانت بود چرا این همه هزینه رو تحمیل کردید به ملت!؟ در انتها قمبل قهرمانانه کردید؟
شاید پاسخ به این پرسش ساده باشه
آخوند نشان داده در صورت به خطر افتادن منبر و عمامه و حفظ تاج و صندلی قدرت حاضره کو... هم بده!
تاجایی که در توافق جدید حتی حق غنی سازی را هم از ایران گرفته شد +
آنقدر  سیاست اتمی پنهان کار وتهاجمی بود که تمام دنیا به ما بدبین شد هزینه ای گزاف رو به ملت تحمیل کرد وحقوق آیندگان را با یک امضا به یغما داد
با امت همیشه در صحنه   بی خبر و گرسنه غرق در فقر و مشکلات اقتصادی نمیتوان
از حق خورده شده  ومنافع ملی ومنافع آیندگان صحبت کنی شادیتان را تلخ نمیکنم شاد باشید
 مبارک آقای خامنه ای و شرکا استعمال کنید ولذت ببرید که نشادور بعدی بزرگتر خواهد بود!

۱۳۹۲ آذر ۱, جمعه

ما همه با هم برابریم ولی بعضی برابرترند...



 https://blogger.googleusercontent.com/img/b/R29vZ2xl/AVvXsEg5b8p1YzFkNi6Fmyj_6z6dxxtF5bPZXLzWfQjB_aRaW6Q1VPi755KixE66DJ50Wjz4DEhZNfmjsC8jXySpI0FYBVgv1mkbaZSz2v4Q9MpEYa0GLoRWrC1f225V-qTcKyRyL9Znk5VpoNU/s576/33.png
از سرزمین  نفت  بود هر زمان که از کنار چاه شماره یک رد میشد  یک حس حسرت وتحقیر وجودشو پر میکرد  حسرت طلای سیاه و کثیفی که جیبها رو پر کرد بریتانیا رو گرم  و بر قطر شکم روحانیان اظافه کرد اما مسجد سلیمان هنوز هم گاز نداشت هنوز هم نفت نداشت هنوز هم زن ها و بچه ها با دبه آب می آوردند  ... سی سال بود تازیانه جبر وتحجر فقر و پشتش را هاشور میزد  
خسته از همه چیز دیگه پی ام سی و موزیک قر کمر هم تاثیری  در روحیه اش  نداشت دیگر سر را گرم! نمیکرد شبکه ها رو اینو اون ور میکرد   روی VOA pnn دسش از حرکت ایستاد گفتگو نوری زاد با voa  توجه اش رو جلب کرد  شده بود مشتری ثابت گفتگو های نوری زاد با bbc و voa   آخه  محمد نوری زاد داره از دردی مشترک میگفت ...  براش جالب بود شجاعتشو تحسین میکرد  با خودش گفت وقتی نوری زاد میتونه بیاد رو خط و انتقاد کنه  از حکومت  و رهبری و کسی کارش نداشته باشه زندان نیفته شکنجه  نشه .. پس  حتما منم میتونم من چه فرقی با اون میکنم!؟
 23آبان 1389 یه روز پاییزی خشم وتنفر وجودش رو پر کرده  بود بغض گلوشو گرفته بود داشت خفش میکرد دیگه تحمل نداشت  میخواست مهر سکوت رو با فریادش بشکنه این بغض باید میترکید
 گوشی رو برداشتو و شماره استدیو  شبکه سیاسی.... رو گرفت...
الوو
الوووو
درودبرشما..و روی ایر هستید بفرمایید...
 گفتو: گفت از بغض سی ساله از درد رنجو بدبختی از عاملینش از عمامه به سر هایی که  بهترین دوران زندگیشو سوزونده بودند  این قدر درد داشت که حواسش نبود داره چی کار میکنه  یادش نبود این مخابرات لعنتی شیش دانگش به نام برادران سپاه واطلاعاتیه ... فقط نوریزاد ها میتونن از خط وِیژه اش استفاده کنند! کسی از بازیهای پشت پرده سیاسی براش نگفته بود از چهره سازی های حکومت بهش نگفته بودند کسی نبود بهش بگه با نوری زاد فرق میکنه...
 اون اتفاقی که نباید می افتاد افتاد دستگیر شد/ خبری ازش نبود هیچکی نمیگفت کجاست جواب درستی نمیدادند
مادرش داشت دق میکرد کمر پدر خم شده بود  دوماه گذشت جسدشو  بی صر صدا به خاک سپردند
اسمش به گوشتون خورده؟

از  "حمید مدملی" (1)صحبت میکنم میشناسیدش؟ چند نفر اسمشو شنیدین؟ آقای نوری زاد شما چی اسمشو شنیدید  دیدار خانوادش رفتی؟ شنیدی از دردشون ؟  حمید مثل ستار معروف نیست نمیشه با مادرش عکس تبلیغی گرفت و گذاشت فیسبوک! اونقد معروف نیست که بشه با عکس یادگاری اشتباهات گذشته رو ماله کشید و چهره جدید برای خود تطهیر کرد بهایی هم نیست  نمیشه  پای پدرشو بوسید .. برد تبلیغی نداره میدونم... اگرتجزیه طلب و پابوس استالین بود  یکم هم قیافش شبیه قاضی محمد بود  و کلی شبکه مالی و رسانه ای پشتش بودند میشد ستایش و تمجیدش کرد! نه؟ (2) اگه جای سد علی حکومت رضا شاه میکشتش(3) میشد روش مانور داد و رو موجش سوار شد و حسابی موج سواری کرد حتی مثل روایت فتح هم برد تبلیغی نداره!
آدم گمنامی بود ...! درکت میکنم
_____________________
1


2  





۱۳۹۲ مرداد ۱۵, سه‌شنبه

نوشدارو پس از مرگ سهراب در ما نهادینه شده پرپر شدن زندانیان سیاسی درخزان بی تفاوتی


https://blogger.googleusercontent.com/img/b/R29vZ2xl/AVvXsEjxhigXhAOa6HxKLZRjCFxJ58X0W_ky_maFvehUqQ-POcqtdz8PwiDMWJ_RS7etIifjQrlEQ7OLB5OATqkAiqGLUZTCz8wnU7Bmb2dmInjdmIabJyckeC1Da1WnxbbSSwwpnBjQs56J3xE/s576/139.pngابوالفضل عابدینی: میگوید  ﺍﮔﺮ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﻫﻢ ﺍﻋﺘﺼﺎﺏ ﻏﺬﺍیم را نمی شکنم " ابولفضل زندانی سیاسی  از اعضای حزب پان ایرانیست روزنامه نگار و فعال حقوق بشر است کهاز سال 86  تا 92  طعم عدالت  علی! حکومت ولایی را چشیده  او مانند  حسین رونقی از شاهدان ستار بهشتی که  اعلام کرد  حاضر است در دادگاه درمورد شکنجه شدن ستار شهادت بدهد و  توسط  دادگاه! نه.. بیدادگاه جمهوری اسلامی به زندان کارون اهواز تبعید شد  تا زمان نوشته شدن این پست ده روز اعتصاب غذای  عابدینی گذشته است  و در این مدت کوتاه او دچار خونریزی معده شده
جان ابولفضل عابدینی در خطر است
 تنها سلاح  ما رسانه است اگر فشار رسانه ای و بین المللی نبود  سکینه اشتیانی سنگسار شده بود و  ده ها  مورد دیگر که میتوانم  نام ببرم   اطلاع رسانی وایجاد جو رسانه ای تنها  سلاح ماست تنها سلاحی که در دست ما باقی مانده! اگر  دیر بجنبیم مثل ستار  فرزاد و... او را هم از دست خواهیم داد  و گریه زاری  تاسف هم  بی فایده خواهد بود 

عابدینی: من ابوالفضل عابدینی فرزند همین آب و خاکم . نمی دانم چه خطری برای کشورم دارم که اینگونه در این شرایط بسیار بدی هستم می گویند حرف نزن به صلاح تو نیست ، می گویند به صلاح نیست ما با تو باشیم می گویند توبه کن می گویند به فکر مادرت باش می گویند آدم باش می گویند زندگی کن می گویند نان بخور می گویند زن بگیر می گویند خفه شو می گویند دوستت داریم می گویند متنفر هستیم می گویند کارت را بکن و خدا رو شاکر باش می گویند بمیر و بتمرگ می گویند .. می گویند …. می گویند … همه چیز می گویند چون می توانند اما من هم می گویم من فرزند همین آب وخاکم .. چراغ من در این خانه است و در این خانه باید بسوزد